حکمت نهج البلاغه
وَ قَالَ ع: أَوْلَى النَّاسِ بِالْكَرَمِ مَنْ عُرِفَتْ بِهِ الْكِرَامُ
♥ مطالب ادبی .!.!.!.!. مطالب مذهبی ♥
وَ قَالَ ع: أَوْلَى النَّاسِ بِالْكَرَمِ مَنْ عُرِفَتْ بِهِ الْكِرَامُ
وَ قَالَ ع: اخْبُرْ تَقْلِهِ قال الرضي- و من الناس من يروي هذا للرسول ص- و مما يقوي أنه من كلام أمير المؤمنين ع ما حكاه ثعلب عن ابن الأعرابي قال المأمون- لو لا أن عليا ع قال اخبر تقله- لقلت اقله تخبر
وَ قَالَ ع: إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ هُمُ الَّذِينَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْيَا- إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا- وَ اشْتَغَلُوا بِآجِلِهَا إِذَا اشْتَغَلَ النَّاسُ بِعَاجِلِهَا- فَأَمَاتُوا مِنْهَا مَا خَشُوا أَنْ يُمِيتَهُمْ- وَ تَرَكُوا مِنْهَا مَا عَلِمُوا أَنَّهُ سَيَتْرُكُهُمْ- وَ رَأَوُا اسْتِكْثَارَ غَيْرِهِمْ مِنْهَا اسْتِقْلَالًا- وَ دَرَكَهُمْ لَهَا فَوْتاً- أَعْدَاءُ مَا سَالَمَ النَّاسُ وَ سَلْمُ مَا عَادَى النَّاسُ- بِهِمْ عُلِمَ الْكِتَابُ وَ بِهِ عَلِمُوا- وَ بِهِمْ قَامَ الْكِتَابُ وَ بِهِ قَامُوا- لَا يَرَوْنَ مَرْجُوّاً فَوْقَ مَا يَرْجُونَ- وَ لَا مَخُوفاً فَوْقَ مَا يَخَافُونَ
وَ قَالَ ع: إِنَّ أَخْسَرَ النَّاسِ صَفْقَةً وَ أَخْيَبَهُمْ سَعْياً- رَجُلٌ أَخْلَقَ بَدَنَهُ فِي طَلَبِ مَالِهِ- وَ لَمْ تُسَاعِدْهُ الْمَقَادِيرُ عَلَى إِرَادَتِهِ- فَخَرَجَ مِنَ الدُّنْيَا بِحَسْرَتِهِ وَ قَدِمَ عَلَى الْآخِرَةِ بِتَبِعَتِهِ
وَ قَالَ ع فِي بَعْضِ الْأَعْيَادِ- إِنَّمَا هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِيَامَهُ وَ شَكَرَ قِيَامَهُ- وَ كُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَى اللَّهُ فِيهِ فَهُوَ عِيدٌ
وَ قَالَ ع: لَا يَنْبَغِي لِلْعَبْدِ أَنْ يَثِقَ بِخَصْلَتَيْنِ الْعَافِيَةِ وَ الْغِنَى- بَيْنَا تَرَاهُ مُعَافًى إِذْ سَقِمَ وَ بَيْنَا تَرَاهُ غَنِيّاً إِذِ افْتَقَرَ
وَ قَالَ ع: الْحِلْمُ غِطَاءٌ سَاتِرٌ وَ الْعَقْلُ حُسَامٌ قَاطِعٌ- فَاسْتُرْ خَلَلَ خُلُقِكَ بِحِلْمِكَ وَ قَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ
و درود خدا بر او، فرمود: بردباری پردهای است پوشاننده، و عقل شمشيری است برّان، پس کمبودهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان، و هوای نفس خود را با شمشير عقل بکش.
(اخلاقی)
وَ قَالَ ع: إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً يَخْتَصُّهُمُ اللَّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ- فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا- فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ
و درود خدا بر او، فرمود: خدا را بندگی است که برای سود رساندن به ديگران، نعمتهای خاصّی به آنان بخشيده، تا آنگاه که دست بخشنده دارند نعمتها را در دستشان باقی میگذارد، و هر گاه از بخشش دريغ کنند، نعمتها را از دستشان گرفته و به دست ديگران خواهد داد.
(اعتقادی، اقتصادی)
وَ قَالَ ع: افْعَلُوا الْخَيْرَ وَ لَا تَحْقِرُوا مِنْهُ شَيْئاً
وَ رُوِيَ أَنَّهُ ع كَانَ جَالِساً فِي أَصْحَابِهِ- فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ- فَقَالَ ع- إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا- فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ- فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ- فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ- قَاتَلَهُ اللَّهُ كَافِراً مَا أَفْقَهَهُ- فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِيَقْتُلُوهُ- فَقَالَ ع رُوَيْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ
وَ قَالَ ع الْحِلْمُ عَشِيرَةٌ
خیلی از ما ونوس مگسخوار را میشناسیم، گیاهی با برگهای خاردار سبز و سرخ که وقتی حشرهٔ بیچارهای روی آن مینشیند بسته میشود و آن را به دام میاندازد. دنیای گیاهان گوشتخوار وسیعتر از این است. دیوید دوری، کارشناس گیاهان شگفتانگیز، مجموعهای از گیاهان خود را نشان میدهد.
دیوید توضیح میدهد: "گیاهان گوشتخوار، گیاهانی هستند که بتوانند حشرات را به دام بیندازند و هضم کنند. بعضی از این گیاهان فقط حشرات را به دام میاندازند که آنها را گیاهان نیمهگوشتخوار مینامیم".
بعضی از این گیاهان، به طور معمول در مناطقی از جهان مثل فیلیپین و جزیرهٔ سولاوسی در اندونزی یافت میشوند و فقط در گلخانههایی با شرایط آبوهوایی و رطوبت مشابه اقامتگاههای اصلی خود نگهداری میشوند.
یکی از گیاهان گوشتخوار، گیاه دراز شیپورمانندی به نام سارسنیا یا کوزهای است که آنزیمهای هضم کنندهای ترشح میکند.
دیوید میگوید: "شیرهٔ غدههای موجود در این گیاه حشرات را جذب میکند و آنها لیز میخورند و به درون شیرههای ته قیف شیپورمانند گیاه میافتند، و دچار سرانجام چسبناک نچسبی میشوند".
نظرهای مختلفی در مورد بوی گیاه ساراسنیا وجود دارد. دیوید میگوید: "بعضی میگویند این گیاه بویی شبیه ادرار میدهد و گروهی دیگر میگویند بوی پنکیک میدهد. من فکر میکنم این گیاهان زیبا هستند و بوی جالبی هم دارند".
یکی از گونههای گیاهان گوشتخوار که نیازی نیست در گلخانه پرورش داده شود، چربگیاه یا پینگیوکولا است.
دیوید در مورد این گیاه میگوید:"این گیاه برگهای بسیار چسبناکی دارد و وقتی حشرات کوچکی از روی برگهای آن عبور میکنند به مادهٔ چسبناک روی برگها میچسبند و سپس برگها آنزیمهایی از خود ترشح میکنند که حشرات را تجزیه میکند و مواد غذایی موجود در بدن آنها جذب گیاه میشود".
منبع: bbc
وَ قَالَ لِابْنِهِ الْحَسَنِ ع لَا تُخَلِّفَنَّ وَرَاءَكَ شَيْئاً مِنَ الدُّنْيَا- فَإِنَّكَ تَخَلِّفُهُ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ- إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ- فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ بِهِ- وَ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيهِ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ- فَشَقِيَ بِمَا جَمَعْتَ لَهُ- فَكُنْتَ عَوْناً لَهُ عَلَى مَعْصِيَتِهِ- وَ لَيْسَ أَحَدُ هَذَيْنِ حَقِيقاً أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِكَ- قَالَ الرَّضِيُّ وَ يُرْوَى هَذَا الْكَلَامُ عَلَى وَجْهٍ آخَرَ وَ هُوَ- أَمَّا بَعْدُ- فَإِنَّ الَّذِي فِي يَدِكَ مِنَ الدُّنْيَا- قَدْ كَانَ لَهُ أَهْلٌ قَبْلَكَ- وَ هُوَ صَائِرٌ إِلَى أَهْلٍ بَعْدَكَ- وَ إِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ- رَجُلٍ عَمِلَ فِيمَا جَمَعْتَهُ بِطَاعَةِ اللَّهِ- فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ بِهِ- أَوْ رَجُلٍ عَمِلَ فِيهِ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ- فَشَقِيتَ بِمَا جَمَعْتَ لَهُ- وَ لَيْسَ أَحَدُ هَذَيْنِ أَهْلًا أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِكَ- وَ لَا أَنْ تَحْمِلَ لَهُ عَلَى ظَهْرِكَ- فَارْجُ لِمَنْ مَضَى رَحْمَةَ اللَّهِ- وَ لِمَنْ بَقِيَ رِزْقَ اللَّهِ
وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ أَنَّهُ ع- قَالَ لِلْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ مُعَزِّياً عَنِ ابْنٍ لَهُ: إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ الْأَكَارِمِ- وَ إِلَّا سَلَوْتَ سُلُوَّ الْبَهَائِمِ
وَ قَالَ ع: كَفَاكَ أَدَباً لِنَفْسِكَ اجْتِنَابُ مَا تَكْرَهُهُ مِنْ غَيْرِكَ
وَ قَالَ ع: التُّقَى رَئِيسُ الْأَخْلَاقِ
وَ قَالَ ع: مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ صَرَعَهُ
وَ قَالَ ع: مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ الْأَغْنِيَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ اللَّهِ- وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِيهُ الْفُقَرَاءِ عَلَى الْأَغْنِيَاءِ- اتِّكَالًا عَلَى اللَّهِ
وَ قَالَ ع وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَعْنَى قَوْلِهِمْ- لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ- إِنَّا لَا نَمْلِكُ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً وَ لَا نَمْلِكُ إِلَّا مَا مَلَّكَنَا- فَمَتَى مَلَّكَنَا مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنَّا كَلَّفَنَا- وَ مَتَى أَخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَكْلِيفَهُ عَنَّا
در پدیدهای نادر یک پرنده غواص (Loon) که نماد سکه یک دلاری کانادا هم هست توانسته یک عقاب سرسفید را که نماد آمریکا است از پای در آرود.
غواصها به دفاع جانانه از جوجههایشان در برابر عقابها شهرت دارند
محیطبانان لاشه بیجان عقاب را در آب و در کنار لاشه یک جوجه غواص پیدا کردند. نتایج کالبدشکافی نشان دادن که غواص مادر در گیر و دار تلاش برای محافظت از جوجههایش موفق شده با نوک به قلب عقاب بزند و این شکارچی قدر را که برای شکار جوجههای غواص شیرجه زده بود ناکار کند.
شکار جوجههای غواصها در فصل بهار یکی از عادات غذایی عقابهای سرسفید در شمال آمریکا است. در آمریکا، شکار و کشتن عقابها ممنوع است. تصاحب لاشه آنها و یا استفاده از اجزای لاشه آنها هم ممنوع است مگر در قبایل بومیان و سرخپوستان این کشور که ممکن است از آن برای ادای رسوم و آیینهای خود استفاده کنند.
نت وودراف لاشه بیجان این عقاب را در دریاچه پیدا کرد
ماجرا از آنجا آغاز شد که محیطبانان ابتدا جسد یک عقاب سرسفید را در دریاچهای در ایالت مین واقع در شمال شرق آمریکا پیدا کردند. عقابهای سرسفید در آمریکا یک گونه محافظتشده به حساب میآیند و به همین دلیل لاشه آنها برای بررسی علت مرگ به مرکز ملی حافظت از عقابها در ایالت کلورادو ارسال میشود.
معمولا بعد از پیدا کردن لاشه یک عقاب، آنها آن را به کلورادو میفرستادند، اما این بار در کنار جسد عقاب، لاشه یک جوجه غواص هم بود.
همین موضوع باعث شد که محیطبانان تصمیم بگیرند، این بار به جای کلورادو، لاشه عقاب را به مرکز ملی حفاظت از حیات وحش در شهر مدیسن ایالت ویسکانسن بفرستند تا نظر یک کارشناس غواصها را در این باره جویا شوند.
آنها میخواستند بدانند که آیا امکان دارد که عقاب در نبرد با یک غواص کشته شده باشد.
محیطبان، نیل ویکز، در حال وارسی جسد عقاب است
در مدیسن، یک آسیبشناس پس از بررسی لاشه عقاب دریافت که علت مرگ او ضربه ناکارکننده نوک یک غواص بوده که دقیقا روی قلب عقاب فرود آمده است.
همزمان یکی از ساکنان اطراف دریاچه به بازرسان محیطبانی گفتند که آنها شب قبل "جیغ و داد" پرندگان را به یاد میآورند.
دنیل دآوریا که در مرکز حیاتوحش و صیادی ایالت مین کار میکند این واقعه را نخستین بار در وبلاگ اداره خود منعکس کرد و تایید کرد که یک پرنده غواص (Loon) توانسته عقاب را از پای درآورد.
او در یادداشت خود پرسیده بود: "چه کسی ممکن است باورش شود که یک غواص شانس شکست شکارچی قدرتمندی، چون عقاب سرسفید را داشته باشد؟ "
منبع: bbc
روزی که محمد جواد ظریف و جان کری، وزرای خارجه ایران و آمریکا در وین بودند تا بیانیه آغاز اجرای برجام را صادر کنند، هواپیمایی روی باند فرودگاه مهرآباد در انتظار توافق نهایی میان تهران و واشنگتن بود؛ توافق درباره موضوعی که ماهها در سایه مذاکرات هستهای در جریان بود، اما بر خلاف برجام بی سر و صدا و پشت پرده به دست آمد.
نیمه شب ۲۶ دی ماه ۱۳۹۴ خبرگزاریها اعلام کردند که ایران و آمریکا بر سر تبادل زندانی به توافق رسیدهاند. ساعاتی بعد نام چهار ایرانی-آمریکایی که با پروازی از فرودگاه مهرآباد، تهران را ترک کردند منتشر شد: سعید عابدینی، امیر میرزایی حکمتی، جیسون رضاییان و نصرت الله خسروی. از آن سو هم چندین ایرانی در آمریکا از زندان آزاد شدند و بعضی از آنها به ایران برگشتند.
مسعود سلیمانی بعد از بازگشت به ایران در کنار محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه - آقای سلیمانی که در آمریکا زندانی بود، آذر ۹۸ با ژیائو وانگ، زندانی چینی تبار آمریکایی مبادله شد
همزمانی اجرای برجام با این تبادل برای بسیاری در ایران و آمریکا نشان از گشایشی تازه بعد از چهار دهه دشمنی بود. اما یک سال بعد ریاست جمهوری باراک اوباما تمام شد و دونالد ترامپ سر کار آمد تا تک تک مسیرهای گشوده را ببندد و کار را آن طور که خودش میخواهد پیش ببرد.
او از همان ابتدا باراک اوباما را به دادن باج به ایران برای تبادل زندانی متهم کرد، بعد از مدتی از برجام خارج شد و با بازگرداندن تحریمهای ایران عملا توافق هستهای را بی حاصل کرد. دشمنی باز هم اوج گرفت و ایران گفت که به هیچ مذاکرهای با آمریکا تن نمیدهد، چون اعتمادی به «دشمن بدعهد» ندارد.
جف بزوس، رئیس آمازون و صاحب واشنگتنپست، جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا، جیسون رضاییان و همسرش یگانه صالحی در مراسمی به مناسبت آزادی و بازگشت جیسون رضاییان که در ایران با روزنامه واشنگتنپست همکاری داشت
اما در این میان موضوعی که باز هم راه خود را از میان تمام این موانع باز کرد تبادل زندانیها بود. در سه سال گذشته بارها مقامهای ایران و آمریکا درباره آمادگی برای معاوضه زندانیان سخن گفتهاند و در مواردی هم این موضوع به نتیجه رسیده است.
در چند روز گذشته و با انتشار خبرهایی درباره احتمال بازگرداندن سیروس عسگری، که در بازداشت اداره مهاجرت آمریکا است، مسئله مبادله زندانیها باز هم به عنوان احتمالا تنها کانال ارتباطی میان دو طرف خبرساز شده است. ایران اعلام کرد که حاضر است بدون پیششرط زندانیها را مبادله کند و دونالد ترامپ گزارش مجله تایم درباره آمادگی ایران برای مبادله زندانی را ریتوییت کرد. هر چند که این بار هم مقامهای دو طرف بهانهای برای بحث و جدل و رد و بدل اتهام پیدا کردند.
نام زندانیان آمریکایی یا دوتابعیتی در ایران بارها در خبرها و اظهارات مقامهای رسمی آمده و به گوش بسیاری آشنا است. مایکل وایت، آمریکایی و دست کم سه ایرانی آمریکایی دیگر - سیامک و باقر نمازی، پدر و پسر و مراد طاهباز - از جمله این زندانیها هستند. اما کمتر نامی از زندانیان ایرانی در آمریکا به میان آمده و مقامهای ایران درباره این که خواهان آزادی چه کسانی هستند اطلاعات چندانی ندادهاند.
با بررسی اسناد وزارت دادگستری آمریکا و گزارشهای رسانهای به فهرستی از ایرانیهایی رسیدیم که بعضا دوتابعیتی هستند و بیشتر آنها به دلیل نقض تحریمهای ایران یا به نوعی ارتباط با حکومت ایران در آمریکا زندانی شدهاند. بعضی به قید وثیقه آزادند یا در انتظار اخراج از خاک آمریکا هستند.
سجاد شهیدیان، ۳۳ ساله، ایرانی
اتهام: دور زدن تحریمهای ایران از طریق سایت انتقال پول، کلاهبرداری و جعل هویت
سجاد شهیدیان که در ایران با نام سهیل شهیدی شناخته میشود، در رسانهها عناوینی مانند "کارآفرین موفق" و "کارشناس بانکداری الکترونیکی" برای او به کار برده شده
پرونده: سجاد شهیدیان، بنیانگذار و مدیر شرکت صرافی و خدمات آنلاین payment۲۴ در بریتانیا بازداشت و به آمریکا مسترد شد. او روز ۱۸ مه (۲۹ اردیبهشت) در دادگاهی در ایالت مینهسوتا تفهیم اتهام شد.
آقای شهیدیان و وحید والی، یکی دیگر از مدیران شرکت، در شش مورد از جمله پولشویی، کلاهبرداری بانکی و سرقت هویت متهم شدند. به گفته دادگاه آقای والی در این پرونده دستگیر نشده و "فراری" است. اتهام اصلی آنها انجام مبادلاتی است که به گفته دادستانی، تحریمهای آمریکا علیه ایران را نقض کرده است. سجاد شهیدیان که در ایران با نام سهیل شهیدی شناخته میشود، در رسانهها با عناوینی مانند "کارآفرین موفق" و "کارشناس بانکداری الکترونیکی" معرفی میشد و در سالهای گذشته در برنامهها و گردهمِآییهای زیادی به عنوان سخنران شرکت داشت.
اسفند سال ۱۳۹۸حمید بعیدینژاد، سفیر ایران در بریتانیا، در توییتی از دستگیری آقای شهیدیان حدود یک سال و نیم پیش از آن تاریخ و "به دستور دادگاه آمریکا در سفر به انگلیس" خبر داده بود. آقای بعیدینژاد نوشت که آقای شهیدیان "بنا به تصمیم شخصی، اتهام اصلی نقض مقررات تحریمی و در نتیجه، استرداد به آمریکا را پذیرفته است." سجاد شهیدیان سال ۱۳۹۵ شرکتی به نام "صرافی سید سجاد شهیدیان و شرکاء" را در ایران ثبت کرد که وحید والی هم از سال ۹۶ عضو هیئت مدیره آن بود. بر اساس اسناد رسمی این شرکت در تاریخ ۹ اردیبهشت امسال از سوی بانک مرکزی ایران منحل شد.
بنا بر اسناد دادگاه سایت payment۲۴ به مشتریان ایرانی خدماتی برای خرید آنلاین از ایالات متحده ارائه میداده که شامل در اختیار گذاشتن حسابی روی سایت پرداخت آنلاین paypal، کارت شناسایی و آدرس جعلی دریافت خرید، نشانی آیپی در امارات متحده و یک کارت هدیه اعتباری ویزا بوده است.
وضعیت: در آمریکا در بازداشت و در انتظار محاکمه است.
مهرداد انصاری، ۳۸ ساله، ایرانی، ساکن
امارات متحده عربی
اتهام: صادرات غیر قانونی قطعات حساس نظامی از آمریکا به ایران
پرونده: مهرداد انصاری ۱۴ مارس ۲۰۲۰ از کشور گرجستان به آمریکا مسترد شد و سه روز بعد در دادگاه فدرال سن آنتونیو تگزاس تفهیم اتهام شد.
آقای انصاری به نقض تحریمهای تجاری از طریق ارتباط با طرحی برای به دست آوردن وانتقال قطعات حساس نظامی برای ایران متهم شد. به گفته دادگاه این قطعات که مصرف دوگانه نظامی و غیرنظامی دارد میتواند در سیستمهایی مانند تسلیحات هستهای، توسعه و هدایت موشک، ارتباطات امن رادیویی و جنگافزارهای الکترونیکی به کار رود.
مهرداد انصاری یکی از متهمان این پرونده است که بنا بر کیفرخواست بین سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۱ تلاش کرده - و در مواردی توانسته - در مجموع ۱۰۵ هزار قطعه به ارزش دو میلیون و ۶۳۰ هزار دلار در جریان بیش از ۱۲۵۰ معامله خریداری کنند، بدون آنکه اطلاع دهد این قطعات برای ارسال به ایران تهیه میشود. مهرداد انصاری در عملیات مشترک افبیآی (پلیس فدرال آمریکا) و دولت گرجستان در این کشور بازداشت شد.
وضعیت: در انتظار محاکمه - در صورت محکومیت ممکن است حداکثر به ۲۰ سال زندان به خاطر توطئه برای نقض مقررات تجارت با ایران، ۲۰ سال زندان به دلیل تلاش برای پولشویی و تا ۵ سال زندان به خاطر توطئه برای کلاهبرداری از طریق ارتباط الکترونیکی محکوم شود.
علی صدر هاشمینژاد، ۴۰ ساله، ایرانی
اتهام: نقض تحریمهای اقتصادی آمریکا از طریق ارسال پول به ایران
علی صدر هاشمینژاد
پرونده: علی صدر هاشمینژاد، مدیر ایرانی بانکی در مالت به نام پیلاتوس مالت، در ۱۹ مارس ۲۰۱۸ در ویرجینیای آمریکا دستگیر شد و در ۱۶ مارس ۲۰۲۰ بعد از محاکمهای دو هفتهای در نیویورک در پنج مورد اتهامی مجرم شناخته شد. تبانی برای نقض تحریمهای آمریکا، کلاهبرداری بانکی و پولشویی از جمله اتهامات او بود.
دادگاه میگوید آقای هاشمینژاد طی چند سال بیش از ۱۱۵ میلیون دلار از طریق سیستم مالی آمریکا به ایران ارسال کرده است. دادستانها میگویند خانواده صدر یک مجموعه مالی به نام "گروه استراتوس" را کنترل میکرد که فعالیتهای اقتصادی بینالمللی داشت و پروژهای را هدایت میکرد که مسئول ساخت هزاران خانه در ونزوئلا بود. گفته شده که آقای هاشمینژاد از شرکت خانوادگی صدر استفاده کرده و از طریق ایجاد چند حساب بانکی و شرکتهای صوری، از جمله در سوئیس و ترکیه، ارسال پول به ایران و دور زدن تحریمهای آمریکا را پنهان کرده است.
در کیفرخواست آقای هاشمینژاد اشارهای به بانک پیلاتوس مالت که آقای هاشمینژاد مدیر آن بود نشده است. با این حال دافنه کاروانا گالیزیا، روزنامهنگار اهل مالت، قبلا در چندین مقاله بانک پیلاتوس را به فعالیتهای سیاسی غیر شفاف و پولشویی متهم کرده بود. بانک پیلاتوس این اتهامات را رد کرده بود. این روزنامهنگار که از جمله ارتباط مقامهای سیاسی مالت با پرونده "اوراق پاناما " و شرکتهای جعلی پولشویی و فرار از مالیات را افشا کرده بود، در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۷ با انفجار بمب به قتل رسید. بعد از بازداشت آقای هاشمینژاد گزارش شد که مرجع خدمات مالی مالت داراییهای بانک پیلاتوس را مسدود کرده است.
وضعیت: در انتظار صدور حکم دادگاه - به گفته وزارت دادگستری آمریکا او در پنج فقره اتهام خود ممکن است در مجموع تا حداکثر به ۱۰۵ سال زندان محکوم شود.
بهزاد پورقناد، ۶۶ ساله، ایرانی
اتهام: نقض تحریمهای آمریکا از طریق صادرات الیاف کربن به ایران
پرونده: آقای پورقناد روز ۱۳ نوامبر ۲۰۱۹ به جرم ارسال الیاف کربن به ایران بین سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۳ به ۴۶ ماه (سه سال و ده ماه) زندان در آمریکا محکوم شد. به گفته دادستانی منطقه جنوب نیویورک او متهم به جعل سند برای ارسال این محمولهها از طریق شرکتهای صوری شده بود. دادستانی گفت که الیاف کربن "موارد کاربری زیادی در صنایع نظامی و هوایی" دارد.
نام دو ایرانی دیگر هم به عنوان متهم در این پرونده مطرح است: علیرضا شکری و فرزین فریدمنش که به گفته دادستانی نیویورک در ایران زندگی میکنند. بنا بر کیفرخواست این افراد برای ارسال فیبر کربن به ایران همکاری کردهاند. بهزاد پورقناد در ماه مه سال ۲۰۱۷ در آلمان دستگیر و به آمریکا مسترد شد. پرونده اتهامی او به سال ۲۰۱۳ برمیگردد.
وضعیت: زندانی در آمریکا - سه سال و ده ماه حبس
رضا اولنگیان، ۵۹ ساله، ایرانی-آمریکایی
اتهام: برنامهریزی و تلاش برای فرستادن موشکهای زمین به هوا و تجهیزات دیگر به ایران
رضا اولنگیان
پرونده: رضا اولنگیان ۱۰ اکتبر ۲۰۱۲ در کشور استونی دستگیر و شش ماه بعد به درخواست آمریکا به این کشور مسترد شد. او روز ۱۴ مارس سال ۲۰۱۸ به ۲۵ سال حبس در زندان ایالتی آمریکا محکوم شد و این حکم روز اول آوریل ۲۰۲۰ در دادگاه تجدید نظر تایید شد.
آقای اولنگیان در سال ۲۰۱۶ در اتهام تلاش برای ارسال موشکهای زمین به هوا (سام) و قطعات مربوط به هواپیماهای نظامی مجرم شناخته شد. به گفته دادستانی منهتن در نیویورک آقای اولنگیان به اتفاق آرا از سوی هیئت منصفه دادگاه به خاطر کمک به دولت ایران از طریق واسطهگری برای خرید موشک که ناقض تحریمهای آمریکاست مجرم شناخته شد.
بنا بر کیفرخواست، رضا اولنگیان در سال ۲۰۰۸ برای خرید حدود ۳۷۵ موشک زمین به هوا با حکومت ایران همکاری کرده است، هر چند که این اقدام ناکام بوده است. بر همین اساس اوایل سال ۲۰۱۲ او برای قرارداد موشکی دیگری مذاکره کرده، اما این بار طرف مذاکره خبرچین اداره مبارزه با مواد مخدر بوده است.
بر اساس کیفرخواست آقای اولنگیان از محل فعالیتش در تهران بین ماه مه تا اکتبر ۲۰۱۲ برای خرید موشک و دیگر تجهیزات نظامی هوایی در حال مذاکره بوده و قصد وارد کردن این تجهیزات از خاک افغانستان یا یک کشور همسایه دیگر به ایران را داشته است.
او از طریق تماس ویدیویی با خبرچینی که خود را دلال تجهیزات نظامی جا زده نمونهای از یک موشک را دیده و گفته است که خواهان خریداری "دست کم ۲۰۰ موشک" از همان نوع است. به گفته دادستانی او همزمان با افراد دیگری هم در داخل و خارج ایران به همین منظور در ارتباط بوده است. آقای اولنگیان ماه اکتبر سال ۲۰۱۲ برای ادامه مذاکرات در همین زمینه به استونی سفر کرده و در همان جا به درخواست آمریکا دستگیر شده است.
وضعیت: زندانی در آمریکا - ۲۵ سال حبس
بهروز بهروزیان، ۶۵ سال، ایرانی-آمریکایی،
ساکن کلمبوس اوهایو، آمریکا
اتهام: صادرات غیرقانونی به ایران از جمله قطعات مورد استفاده در صنعت نفت
پرونده: بهروز بهروزیان در ۲۴ اکتبر سال ۲۰۱۹ در دادگاهی در اوهایو به ۲۰ ماه زندان محکوم شد. او متهم بود که در طول یک دهه با نقض تحریمهای آمریکا قطعات مربوط به خطوط لوله نفت و گاز به ایران صادر کرده که "در صنایع گاز پتروشیمی ایران مورد استفاده قرار گرفته است. "
بهروز بهروزیان در سال ۱۹۷۶ وارد آمریکا شده و ۱۱ سال بعد تابعیت این کشور را گرفته است. بنا بر کیفرخواست او از طریق یک شرکت واسطه به نام تجهیزات صنعتی سومار در امارات متحده عربی تلاش کرده بر فعالیتهای غیرقانونیاش سرپوش بگذارد. بر این اساس او از طریق فروش شیرهای چند شاخه، شیر فلکه و اتصالات خط لوله به ایران بین ۳۵ تا ۴۰ هزار دلار سود سالانه کسب کرده است.
در کیفرخواست او همچنین آمده است که در سال ۲۰۰۶ مالکیت یک شرکت تامین قطعات کامپیوتر به نام کامتک اینترنشنال در اوهایو را به عهده گرفته است. این شرکت کامپیوتری که گفته شده فروشگاهی نداشته، در کار فروش محلی نبوده و به ندرت قطعات کامپیوتری صادر کرده است. "به جای آن کامتک تجهیزات صنعتی به شرکت سومار در امارات متحده عربی صادر کرده که بعدا به ایران ارسال شده است. "
وضعیت: زندانی در آمریکا-۲۰ ماه زندان
مهدی هاشمی ملقب به ادی هاشمی، ۴۷
ساله، ایرانی-آمریکایی، ساکن ایران و پیش
از آن لسآنجلس
اتهام: صادرات غیرقانونی تجهیزات ممنوع به ایران
پرونده: مهدی هاشمی با ۲۱ مورد اتهامی در ارتباط با ارسال قطعات و تجهیزات به ایران و نقض تحریمها روبرو است. او روز ۱۸ اوت ۲۰۱۹ در فرودگاه بینالمللی لسآنجلس و بعد از پیاده شدن از پروازی از ترکیه بازداشت شد.
در کیفرخواست آقای هاشمی آمده است که او ماشینآلات سیانسی و تجهیزات مرتبط با آن را از تامینکنندگان آمریکایی و کانادایی میخریده و با فاکتورها و بستهبندیهای جعلی به امارات متحده عربی میفرستاده و از آنجا به شرکتی در ایران ارسال میکرده است.
او همچنین متهم به بیان اظهارات خلاف واقع و دروغ گفتن درباره فعالیتهایش به مقامهای فدرال در سال ۲۰۱۸ است. نقض قوانین مختلف مربوط به تحریم ایران، قاچاق، پولشویی از جمله موارد اتهامی آقای هاشمی است. در این پرونده نام یک شهروند اماراتی هم دیده میشود که متهم به کمک به فرستادن ماشینآلات از امارات به ایران است.
وضعیت: مهدی هاشمی ۱۰ دسامبر ۲۰۱۹ اتهام نقض تحریمها بر اساس قانون اختیارات اضطراری اقتصادی (IEEPA) را پذیرفت. او منتظر حکم دادگاه است. به گفته وزارت دادگستری آمریکا در صورت مجرم شناخته شدن در تمام موارد اتهامی ممکن است با حکم زندان تا حداکثر ۳۲۰ سال روبرو شود.
امین حسنزاده، ۴۴ ساله، ایرانی-آمریکایی
ساکن میشیگان
اتهام: سرقت اسرار محرمانه فنی و ارسال به ایران
امین حسنزاده
پرونده: این مهندس برق ۶ نوامبر ۲۰۱۹ برای پاسخگویی به اتهامهای کلاهبرداری و انتقال اسرار سرقت شده در دادگاه حاضر شد.
او متهم شد که از ژانویۀ ٢٠١۵ تا ژوئن ٢٠١٦ از شرکتی که در آن کار میکرده صدها مورد اطلاعات فنی و محرمانه را سرقت کرده و برای افرادی از جمله برادرش که با نهادهای نظامی ایران مرتبط است ارسال کرده است. گفته شده که امین حسنزاده به اطلاعات حساس از جمله درباره "ابررایانه فوق سریع که در صنایع هوافضا کاربرد دارد" دسترسی داشته است.
به گفته دادستانی با اینکه او اجازه نداشته اطلاعات را از محل کارش خارج کند یا از طریق ایمیل شخصی به کسی بفرستد، تنها شش روز بعد از شروع کار، سرقت اطلاعات و دادههای فنی از جمله اطلاعات محصولات مهم این شرکت را آغاز کرده است. نام این شرکت فاش نشده است. مقامهای فدرال میگویند سینا حسنزاده، برادر امین حسنزاده، در چندین شرکت مرتبط با صنایع نظامی و فضایی ایران فعالیت داشته و از جمله بر روی طرحهایی مثل موشکهای کروز و برنامههایی مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران کار کرده است.
مقامهای آمریکایی میگویند، امین حسنزاده قبل از اقامت در آمریکا، در واحد موشکهای کروز وابسته به سازمان صنایع هوافضای ایران کار کرده، اما هنگام درخواست ویزا این سابقه را پنهان کرده است.
وضعیت: در انتظار محاکمه
مهین مجتهدزاده، ۷۴ ساله، ایرانی
اتهام: نقض تحریمهای آمریکا علیه ایران از طریق تامین قطعات توربینهای گازی
پرونده: مهین مجتهدزاده ۱۴ نوامبر ۲۰۱۸ بازداشت شد و در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۹ اتهام نقض تحریمهای آمریکا علیه ایران را پذیرفت.
مهین مجتهدزاده، رئیس و مدیر اداری شرکت اتکو-افزدسی بود. به گفته دادستانی این شرکت صادراتی قطعات یدکی و تعویضی توربینهای گازی را برای شرکتهای حوزه انرژی و نیروگاهها در خاورمیانه از جمله ایران تامین میکرد و در امارات متحده عربی هم دفتر داشت.
بنا بر کیفرخواست خانم مجتهدزاده از سال ۲۰۱۳ تا سال ۲۰۱۷ با کار کردن از طریق شرکتهایی در کانادا و آلمان، بیش از ۳ میلیون دلار قطعات توربین از دو پخشکننده در نیویورک تهیه کرده است. او متهم بود که با همکاری این شرکتها پس از ارسال قطعات آمریکایی به کانادا و آلمان، آنها را به مشتریهای شرکت اتکو در ایران منتقل میکرده و به این صورت تحریمهای آمریکا علیه ایران را دور زده است.
دو همکار مهین مجتهدزاده هم پیشتر اتهامشان را پذیرفته و محکوم شدند. اولاف تپر، شهروند آلمان، ۳ اوت ۲۰۱۸، به گذراندن ۲۴ ماه زندان و پرداخت ۵ هزار دلار جریمه محکوم شد. مجتبی بیریا، شهروند آلمان، در ۱۴ اوت ۲۰۱۹، به گذراندن حدود ۲۱ ماه زندان محکوم شد. مهین مجتهدزاده در تاریخ سی ژانویه ۲۰۲۰ به جرم صادرات غیرقانونی توربینهای گازی از آمریکا به ایران به گذراندن ۴۴۳ روز زندان (معادل دوره بازداشت تا زمان صدور حکم) و پرداخت ۵ هزار دلار جریمه محکوم شد.
وضعیت: بعد از پایان دوره محکومیت، در بازداشت اداره مهاجرت است تا از آمریکا اخراج شود.
احمدرضا محمدی دوستدار، ۳۹ ساله،
آمریکایی-ایرانی
اتهام: جاسوسی برای حکومت ایران
پرونده: احمدرضا محمدی دوستدار در سپتامبر ۲۰۱۸ بازداشت شد. او متهم بود که به همراه مجید قربانی از شهروندان آمریکایی عضو سازمان مجاهدین خلق یا آمریکاییهای مرتبط با این سازمان، اطلاعات جمعآوری کرده است.
بنا بر کیفرخواست احمدرضا محمدی دوستدار اولین بار در ژوئیه ۲۰۱۷ به نمایندگی از حکومت ایران به آمریکا سفر کرد و با مجید قربانی در محل کارش ملاقات کرد و در مذاکرات بعدی مجید قربانی پذیرفت که در خاک ایالات متحده به نفع ایران فعالیت کند. به گفته دادستانی مجید قربانی با شرکت در مراسم اعضای سازمان منافقین (مجاهدین خلق) از آنها عکس میگرفت و عکسها و اطلاعات آنها را به آقای دوستدار میداد و سپس آقای دوستدار آنها را از طریق رابطش در اختیار دولت ایران میگذاشت.
دادستانی آمریکا میگوید این پرونده نشان میدهد که حکومت ایران آمریکاییهایی را که در خاک این کشور با حکومت ایران مخالف هستند هدف قرار میدهد. احمدرضا محمدی دوستدار در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۰ به جرم نظارت و جمع آوری اطلاعات درباره شهروندان آمریکایی عضو سازمان مجاهدین خلق به گذراندن ۳۸ ماه زندان، ۳۶ ماه آزادی تحت نظارت و پرداخت ۱۴هزار و ۱۵۳ دلار جریمه محکوم شد.
وضعیت: زندانی، در حال گذراندن حکم - ۳۸ ماه زندان
مجید قربانی، ۶۰ ساله، ایرانی ساکن
کالیفرنیا
اتهام: جاسوسی برای حکومت ایران
پرونده: مجید قربانی که همپرونده احمدرضا محمدی دوستدار است مانند او به جمعآوری اطلاعات از شهروندان آمریکایی عضو یا مرتبط با سازمان مجاهدین خلق متهم است.
او در سال ۲۰۱۷ و بعد از دیدار و گفتگو با احمدرضا محمدی دوستدار میپذیرد در خاک ایالات متحده به نفع ایران فعالیت کند. به گفته دادستانی آمریکا مجید قربانی در سپتامبر ۲۰۱۷ در یک گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در نیویورک شرکت کرده، از شرکتکنندگان در مراسم عکس گرفته و آنها را به دوستدار داده است. مجید قربانی همینطور با ضمیمه کردن یادداشتهایی به این عکسها افراد در تصویر را معرفی میکرد. بنان بر کیفرخواست او برای این عکسها ۲۰۰۰ دلار دریافت میکرد و آقای دوستدار هم عکسها را در اختیار دولت ایران میگذاشت.
طبق مدارک، آقای قربانی در سال ۲۰۱۸ هم به یک گردهمایی دیگر سازمان منافقین (مجاهدین خلق) در نیویورک رفته و از شرکتکنندگان و مخالفان حکومت ایران عکس و اطلاعات تهیه کرده و احمدرضا محمدی دوستدار هم در هماهنگی با رابطش در ایران او را راهنمایی و هدایت کرده است. مجید قربانی در اوت ۲۰۱۸ بازداشت شد و در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۰ به جرم نظارت و جمعآوری اطلاعات درباره شهروندان آمریکایی عضو سازمان مجاهدین خلق به گذراندن ۳۰ ماه زندان، ۳۶ ماه آزادی تحت نظارت محکوم شد.
وضعیت: بخش انگلیسی صدای آمریکا از آزادی مشروط مجید قربانی به دلیل بیماری خبر داده است.
صدر عماد واعظ، ایرانی-آمریکایی، ساکن
کالیفرنیا
پوران آزاد، ایرانی-آمریکایی، ساکن کالیفرنیا
حسن علی مشیرفاطمی، ایرانی-آمریکایی
اتهام: نقض تحریمهای آمریکا علیه ایران
پرونده: صدر عماد واعظ و پوران آزاد، ۷ آوریل ۲۰۱۸ در خانهشان در کالیفرنیا دستگیر و ۹ آوریل در دادگاه حاضر شدند. حسن علی مشیر فاطمی ۱۱ آوریل ۲۰۱۸ در نزدیکی فرودگاه سانفرانسیسکو بازداشت شد.
این سه تاجر ایرانی-آمریکایی که هم در تهران و هم در شمال کالیفرنیا زندگی میکردند هر سه از مدیران شرکت فناوری قاره سبز در تهران هستند. هر سه آنها متهم هستند که قطعات خودرو را از کشورهای مختلف، از جمله آمریکا، میخریدند تا به شرکتشان در تهران ارسال کنند. آنها همچین متهم هستند که از طریق نهادهای مالی ممنوع برای انتقال پول استفاده کردهاند. صدر عماد واعظ، مدیر اداری، پوران آزاد، مدیر ارشد مالی و حسن علی مشیر فاطمی، مدیر مهندسی شرکت قاره سبز معرفی شدهاند.
وضعیت: خبری رسمی از محکومیت احتمالی این افراد منتشر نشده است. بخش انگلیسی صدای آمریکا در گزارشی از زندانی بودن این سه نفر در آمریکا خبر داده است. دادستانی در سال ۲۰۱۸ اعلام کرده بود که این سه نفر در صورتی که مجرم شناخته شوند ممکن است به حداکثر سی سال زندان و پرداخت یک میلیون و ۲۵۰ هزار دلار جریمه نقدی محکوم شوند.
میلاد کلانتری، ۳۵ ساله، ایرانی
اتهام: جرایم سایبری از جمله فروش اطلاعات کارتهای بانکی افراد (ارتباط با حکومت یا نهادهای ایران جزو اتهامات او نیست)
پرونده: میلاد کلانتری در دسامبر ۲۰۱۵ و پس از ورود به فرودگاه جان اف کندی نیویورک دستگیر شد. او در تاریخ ۶ اکتبر ۲۰۱۶ اتهام سرقت هویت و کلاهبرداری از طریق ابزار دسترسی کامپیوتری را پذیرفت.
آقای کلانتری پذیرفته است که عضو یک شبکه کلاهبرداری مالی بوده که هدفشان پخش و فروش کارتهای بانکی دزدیده شده و اطلاعات کاربران سراسر جهان از جمله آمریکا بوده است. بنا بر کیفرخواست میلاد کلانتری حدود دو میلیون و پانصد هزار کارت بانکی را از طریق وبسایتهای مرتبط با این شبکه فروخته که منجر به یک میلیارد و دویست میلیون دلار خسارت شده است. شرکتهای آمریکایی بیش از ۳۵ میلیون دلار خسارات را تایید کردهاند که ۲۶ میلیون دلار آن متعلق به شرکت دیسکاور کارت و حدود ۵ میلیون آن متعلق به شرکت امریکن اکسپرس بوده است.
میلاد کلانتری به جرم کلاهبرداری و توطئه برای سرقت هویت به ده سال زندان و پرداخت ۳۶ میلیون و۶۰۰ هزار دلار جریمه محکوم شده است.
وضعیت: زندانی در آمریکا - ده سال حبس
منصور ارباب سیر، ۶۵ ساله، ایرانی-
آمریکایی
اتهام: توطئه برای قتل سفیر وقت عربستان سعودی
منصور ارباب سیر
پرونده: منصور ارباب سیر روز ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۱ در فرودگاه جان اف کندی نیویورک بازداشت شد. او حدود یک سال بعد چند فقره از اتهامهای خود از جمله "توطئه برای اقدام به قتل قراردادی و توطئه برای اقدام تروریستی در خاک آمریکا" را پذیرفت و در ماه مه ۲۰۱۳ به ۲۵ سال زندان محکوم شد.
بر اساس کیفرخواست پرونده او از اوایل سال ۲۰۱۱ تا زمان دستگیری در حال برنامهریزی برای ترور عادل الجبیر، سفیر وقت عربستان در آمریکا بوده است؛ نقشهای که البته عملی نشد.
بر همین اساس آقای ارباب سیر در مکزیک با فردی ملاقات کرده که خود را عضو یک کارتل بینالمللی مواد مخدر معرفی کرده، اما در واقع خبرچین اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا بوده است. آقای ارباب سیر تلاش کرده که این فرد و یک نفر دیگر مرتبط با او را برای قتل سفیر عربستان در آمریکا استخدام کند و برای این کار ۱۰۰ هزار دلار به عنوان پیش پرداخت به حساب خبرچین اداره مبارزه با مواد مخدر ریخته است.
در کیفرخواست آمده است که در ژوئیه ۲۰۱۱ در یکی از ملاقاتها در مکزیک، خبرچین پلیس که به زعم آقای ارباب سیر قاتل قراردادی بوده، به او میگوید که برای ترور سفیر به چهار همدست نیاز دارد و یک و نیم میلیون دلار دستمزد میخواهد. بنا بر کیفرخواست آقای ارباب سیر با این خواسته موافقت کرده است.
در یکی دیگر از ملاقاتها آقای ارباب سیر گفته است که یکی از بستگانش از او خواسته که نقشه قتل سفیر عربستان با کمک کارتلهای مواد مخدر را اجرا کند. در کیفرخواست نام غلام شکوری به عنوان همدست آقای ارباب سیر آمده است. آقای شکوری هم در این پرونده به صورت غیابی متهم شد.
به گفته دادستانی نقشه آقای ارباب سیر این بوده که رستورانی را که محل رفت و آمد سفیر وقت عربستان در واشنگتن بوده منفجر کند. بنا بر کیفرخواست، او در یکی از ملاقاتها با خبرچین پلیس گفته است که کشته شدن افراد دیگر در این سوء قصد مانعی برای انجام نقشه نیست.
منصور ارباب سیر در سپتامبر ۲۰۱۱ برای پرداخت نیمی از مبلغ توافق شده به مکزیک میرود. اما پلیس مکزیک مانع ورودش میشود و او را به آمریکا باز میگرداند که در آنجا بازداشت میشود.
وضعیت: زندانی در آمریکا - محکوم به ۲۵ سال زندان و ۱۲۵ هزار دلار جریمه
علیرضا جلالی، ۴۱ ساله، ایرانی
اتهام: دست داشتن در صادرات غیر قانونی به ایران
پرونده: علیرضا جلالی ۲۹ نوامبر ۲۰۱۷ اتهامش را پذیرفت. بر اساس کیفرخواست، او از سال ۲۰۰۹ تا دسامبر ۲۰۱۵ کارمند پارهوقت یک شرکت مالزیایی مخابراتی به نام موج سبز در کوالالامپور بود. به گفته دادستانی این شرکت از زمان تاسیس در سال ۲۰۰۹ به عنوان یک شرکت پوششی بوده برای شرکت فناوری موج خاور (فناموج) فعالیت میکرده است. شرکت فناوری موج خاور شرکتی مخابراتی در تهران است که از جمله کارهایش تولید فرستندههای تلویزیونی و لینکهای مخابراتی مایکروویو برای ارسال صدا و تصویر دیجیتالی است.
بنا بر کیفرخواست شرکت موج سبز به طور غیرقانونی فناوریهای حساسی که صادراتشان کنترل شده است را برای فناموج تهیه میکرد. همدستان آقای جلالی با تولیدکنندگان و پخشکنندگان فناوریهای مورد نظر در آمریکا تماس میگرفتند، با آنها مذاکره میکردند و بر سر انتقال محصول و پرداخت هزینهها توافق میکردند.
به گفته دادگاه پس از انتقال محصولات به موج سبز در کوالالامپور، علیرضا جلالی آنها را با بستهبندی جدید و به طور غیرقانونی از مالزی به شرکت فناموج در تهران ارسال میکرد. علیرضا جلالی و همدستانش با تولید قبضهای جعلی، تبادلات مالی غیرقانونی و اقدامات دیگر مقصد نهایی این فناوریها را پنهان میکردند. آمریکا در سال ۲۰۱۷ شرکت فناموج را به دلیل حمایت مالی، مادی، فنی و خدماتیاش از سپاه پاسداران ایران تحریم کرد. علیرضا جلالی در تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۱۸ به جرم کلاهبرداری به ۱۵ ماه زندان محکوم شد.
یکی از همدستان آقای جلالی در این پرونده که نامش بیشتر در رسانهها مطرح شد نگار قدس کنی است.
خانم قدس کنی از سال ۲۰۰۸ تا اواخر سال ۲۰۱۱ کارمند فناموج در تهران بود، اما "به دروغ" خود را به فروشندگان آمریکایی کارمند شرکت موج سبز مالزی معرفی میکرد. او به همراه علیرضا جلالی و دیگران مقصد و مصرفکننده نهایی فناوریهای صادراتی را آنها مخفی نگه میداشت.
خانم قدس کنی، ۴۱ ساله، که از سال ۲۰۱۲ در استرالیا زندگی میکرد به اتهام نقض تحریمهای آمریکا در همین کشور بازداشت و به آمریکا مسترد شد. او در تاریخ ۹ اوت ۲۰۱۹ اتهامش را پذیرفت و در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۹ در مینه سوتای آمریکا به گذراندن ۲۷ ماه زندان محکوم شد. او بعد از صدور حکم با احتساب دوران بازداشتش در استرالیا، در آمریکا آزاد شد و به ایران مسترد شد.
وضعیت: تاریخ پایان محکومیت علیرضا جلالی سپری شده، اما خبری رسمی از آزادی و ضعیت فعلی او منتشر نشده است.
بهرام کریمی، ۵۳ ساله، ایرانی-کانادایی،
ساکن کانادا
اتهام: کلاهبرداری بانکی و دروغ گفتن به ماموران فدرال در ارتباط با طرحی برای فرستادن بیش از ۱۰۰ میلیون دلار به افراد و شرکتهای ایرانی
پرونده: بهرام کریمی در کیفرخواست دادستانی نیویورک متهم به کلاهبرداری بانکی، برنامهریزی برای کلاهبرداری بانکی و بیان اظهارات خلاف واقع درباره ارتباط با یک پروژه مشترک بین ایران و ونزوئلا شده که طی آن بیش از ۱۱۵ میلیون دلار به صورت غیرقانونی و با استفاده از سیستم مالی آمریکا به تعدادی از افراد و شرکتهای ایرانی منتقل شده است.
به گفته دادستانی آقای کریمی با آگاهی و به عمد امکان دورزدن تحریمهای ایران را فراهم کرده است. پروژه مشترک ایران و ونزوئلا بخشی از همکاریهای دو کشور در چارچوب توافق همکاری در سال ۲۰۰۴ بوده و بنا بر کیفرخواست، همکاری بهرام کریمی با این پروژه به آوریل ۲۰۱۱ تا نوامبر ۲۰۱۳ مربوط میشود.
وضعیت: پرونده در انتظار محاکمه - متهم ساکن کانادا است و در صورت محکومیت در دو مورد اتهامی مربوط به کلاهبرداری با حکم حداکثر ۳۰ سال زندان و در مورد اظهارات دروغ با حداکثر پنج سال زندان در آمریکا ممکن است روبرو شود.
منبع: bbc
وَ قَالَ ع لِبَعْضِ مُخَاطِبِيهِ- وَ قَدْ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ يُسْتَصْغَرُ مِثْلُهُ عَنْ قَوْلِ مِثْلِهَا- لَقَدْ طِرْتَ شَكِيراً وَ هَدَرْتَ سَقْباً قال الرضي و الشكير هاهنا أول ما ينبت من ريش الطائر- قبل أن يقوى و يستحصف- و السقب الصغير من الإبل- و لا يهدر إلا بعد أن يستفحل
وَ قَالَ ع الْعَيْنُ حَقٌّ وَ الرُّقَى حَقٌّ وَ السِّحْرُ حَقٌّ- وَ الْفَأْلُ حَقٌّ وَ الطِّيَرَةُ لَيْسَتْ بِحَقٍّ- وَ الْعَدْوَى لَيْسَتْ بِحَقٍّ- وَ الطِّيبُ نُشْرَةٌ وَ الْعَسَلُ نُشْرَةٌ- وَ الرُّكُوبُ نُشْرَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ نُشْرَةٌ
در این مطلب، مجموعه تصاویری تاریخی و اکثرا مربوط به قرن بیستم را برای شما جمع آوری کرده ایم که دیدنشان خالی از لطف نیست و گاها شما را با حقایق تاریخی تازهای آشنا میکند. در این مجموعه از بروس لی و محمد علی کلی تا پله و مارادونا و انواع دیگری از موضوعات وجود دارند. پس در ادامه با ما همراه باشید.
۱. کفشهایی که مایکل جکسون با آنها نمایش اجرا میکرد و میتوانست با آنها به جلو خم شود.
۲. قبل از اینکه گوگل ارث ایجاد شود، از کبوترهایی که دوربینهایی بر روی آنها بسته میشد، استفاده میشد.
۳. رابرت وادلو، بلند قدترین انسانی که تا به حال وجود داشته است با ۲۷۲ سانتیمتر قد.
۴. تصویری از زمان ساخت برج ایفل در سال ۱۸۸۸ میلادی
۵. آخرین تصویر ثبت شده از کشتی تایتانیک
۶. بروس لی در حال اجرای حرکت شنا با دو انگشت
۷. استراحت یک کارگر در حین ساخت یک آسمان خراش در نیویورک
۸. ناک اوت کلیولند ویلیامز توسط محمد علی کلی در راند سوم
۹. پله و مارادونا در سالهای جوانی
۱۰. ترافیک ایجاد شده از حرکت مردم از آلمان شرقی به آلمان غربی در اولین روز پس از تخریب دیواره برلین در نوامبر ۱۹۸۹
۱۱. هانس لانگست در سال ۱۹۲۷، رکورددار بلندترین ریش تاریخ با طول ۵۳۳ سانتیمتر
۱۲. اولین و آخرین برف در صحرای بزرگ آفریقا
۱۳. از این لباس برای شکار خرسها در سیبری استفاده میشده است.
۱۴. هالووین در سال ۱۹۰۰ میلادی
۱۵. استیو جابز یک هفته قبل از مرگ
۱۶. تراشیدن صورت با استفاده از تبر در سال ۱۹۴۰ میلادی
۱۷. سرقت کیسه ذرت یک کودک گرسنه توسط یک مرد در سودان
۱۸. جای گلولههای باقی مانده در اثر یک حمله مسلحانه در لیبریا
۱۹. گروه موسیقی که تا زمان غرق شدن کامل تایتانیک موسیقی نواخت.
۲۰. سمت راست: جاستین بیبر. سمت چپ: بتهوون
۲۱. رقص مایکل جکسون و مایکل جوردن با یکدیگر
۲۲. آخرین ببر تاسمانی قبل از انقراض در سال ۱۹۳۳ میلادی
۲۳. چارلی چاپلین بدون گریم
۲۴. تصویر مراسم ازدواج در جزیره ایزو. ساکنین جزیره به خاطر سطح بالای سولفر ناشی از فعالیت آتشفشان از ماسکهای تنفسی استفاده کرده اند.
۲۵. هیروشیما قبل و بعد از انفجار بمب اتم
۲۶.ای تی و اسپیلبرگ
۲۷. آخرین تصویر ثبت شده از هیلتر، قبل از خودکشی
۲۸. بیل گیتس و استیو جابز؛ دوست و دشمن
۲۹. پشت صحنه جنگ ستارگان
۳۰. استیون اسپیلبرگ در حال تفریح با رباتی که نقش قاتل ترسناک فیلم آروارهها را بازی میکرد.
۳۱. رونالدینیو در حال بازی با توپ در سنین کودکی
۳۲. لیندا بلر بازیگر ۱۲ سالهای که نقش دختر گرفتار شیطان را در فیلم جن گیر بازی میکرد.
۳۳. معرفی کوکاکولا برای اولین بار در فرانسه در سال ۱۹۵۰ میلادی
۳۴. تصویری تاریخی از مهر و موم دست نخورده ۳۲۴۵ ساله آرامگاه فرعون
۳۵. چارلز بی تریپ (مرد بدون دست) و الی بوئن (مرد بدون پا) در حال دوچرخه سواری
۳۶. اولین شعبه مک دونالد در روسیه که به عنوان نماد پایان اتحاد جماهیر شوروی بود.
۳۷. آخرین زندانیان آلکاتراز
۳۸. تمرین محمدعلی کلی در زیر آب
۳۹. توقف ترافیک توسط پلیس در سال ۱۹۲۵ به خاطر عبور یک گربه با بچه اش از خیابان
۴۰. استفاده سگها از ماسکهای تنفسی در حین جنگ جهانی دوم
وَ قَالَ ع ضَعْ فَخْرَكَ وَ احْطُطْ كِبْرَكَ وَ اذْكُرْ قَبْرَكَ
طی نسلهای متمادی گفته شده هیولایی افسانهای در اعماق دریاچه اوکاناگان زندگی میکند. اما حالا نظریاتی جدید در رابطه با پرآوازهترین مار ایالت بریتیش کلمبیا در کانادا قوت گرفته است.
طی نسلهای متمادی گفته شده هیولایی افسانهای در اعماق دریاچه اوکاناگان کمین کرده است
تازه به شهر کلونا واقع در جنوب ایالت بریتیش کلمبیا که به خاطر کارخانههای شرابسازی، ورزشهای آبی و مسیرهای پیادهرویاش معروف است نقل مکان کرده بودم که در خبرها شنیدم هیولایی آنجا دیده شده است.
دو برادر متوجه حرکت موجدار چیزی در وسط آبهای دریاچه اوکاناگان شده بودند؛ دریاچهای به طول ۱۳۵ کیلومتر که در مسیری منحنی در طول دره اوکاناگان کشیده شده و شکلی شبیه به مار دارد. آب مثل اینکه قایقی از روی آن عبور کرده باشد، تکان میخورده، اما قایقی آنجا نبوده است. این دو برادر مطمئن بودند اوگوپوگو را دیدهاند.
فرقی نمیکند چند وقت در کلونا اقامت داشته باشید، در هر صورت حتما در مورد موجود مرموز دریاچه خواهید شنید. اوگوپوگو برای این شهر حکم نسی برای لاخنس را دارد: موجودی ناشناخته که طبق باور عموم در اعماق دریاچه زندگی میکند و فقط گهگاهی به سطح آب میآید تا افسانهاش را زنده نگه دارد.
اوگوپوگو را شبیه ماری غولپیکر با پوستی سبز یا سیاه توصیف کردهاند که سر اسب، مار یا گوسفند دارد. در آثار نقاشی هم مثل اٰژدهایی دریایی به تصویر کشیده شده که دور خود حلقه زده است، شبیه به نشانهای که در نقشههای قدیمی دریانوردی برای مشخص کردن مکان هیولاها استفاده میشد. اما اوگوپوگو در کلونا بیشتر شبیه شخصیتهای مهربان کارتونی است که یا در قالب مجسمهای ۴ متری به رنگ سبز و کرم در کنار ساحل به بازدیدکنندگان خوشآمد میگوید، یا نماد عروسکی باشگاه هاکی روی یخ شهر است و یا به شکل اسباببازیهای نرم و مخمل در سوغاتی فروشیها فروخته میشود. اما شکل و شمایل واقعی این هیولا- و حتی موجودیت آن - درست مثل اسمش که از هر دو طرف به یک شکل خوانده میشود، چیزی است که کسی نمیتواند از آن سر در بیاورد.
جنون اوگوپوگو در دهه ۱۹۸۰ میلادی به اوج خود رسید، وقتی اتحادیه گردشگری منطقه برای اثبات وجود این هیولا جایزهای یک میلیون دلاری تعیین کرد. در همین راستا سازمان صلح سبز، اوگوپوگو را گونهای در معرض خطر معرفی کرد و از مردم خواست فقط از آن فیلم بگیرند و خودش را به دام نیندازند. حتی برخی برنامههای تلویزیونی آمریکا در آن دوره هم گزارشهایی در رابطه با هیولای مرموز دره اوکاناگان پخش کردند.
مجسمهای چهار متری از اوگوپوگو به رنگ سبز و کرم در ساحل دریاچه اوکاناگان در کلونا به بازدیدکنندگان خوشآمد میگوید
اما من تازه بعد از شرکت در کنفرانس بینالمللی گردشگری بومی که سال گذشته در کلونا برگزار شد متوجه شدم یکی از نمادهای فرهنگ عامه در کانادا - موجودی که ۱۶ درصد از مردم ایالت بریتیش کلمبیا به وجودش اعتقاد دارند- نتیجه یک سوءتفاهم میان بومیان دره اوکاناگان و اولین ساکنان اروپایی کانادا بوده است.
پت رافائل، یکی از اعضاء "وستبنک فرست نیشن"، گروه بومی اوکاناگان و راهنمای ما در دیدار از سرزمینهای آبا و اجدادی بومیان منطقه در حاشیه دریاچه گفت: "اوگوپوگو هیولا نیست، روح دریاچه است که از سرتاسر دره حفاظت میکند. " او گفت بسیاری از مردم کانادا این موجود را به اسم اوگوپوگو میشناسند، اما بومیان منطقه آن را "n ̓x̌ax̌aitkʷ" (ان-ها-ها-ایت-کو) مینامند که به معنای "روح مقدس دریاچه" است.
طبق باور بومیان دره اوکاناگان، روح مقدس از دریاچه حفاظت میکند
پیش از این که تاجران خز در سال ۱۸۰۹ از اروپا به این دره بیایند، دست کم ۱۲ هزار سال از سکونت بومیان اوکاناگان در این منطقه میگذشت. آنها سیستم قضایی، قوانین و باورهای خودشان را داشتند. در فرهنگ این قوم آب جایگاهی مهم داشت و "روح مقدس دریاچه" نماد آن به حساب میآمد. این روح علاوه بر شکل معنوی، یک شکل مادی قابل لمس هم داشت که خود دریاچه بود. البته گاهی اوقات هم خود را از درون آبهای دریاچه نمایان میکرد.
کورالی میلر، معاون رییس موزه میراث سنچویپز واقع در کلونای غربی گفت: "در قصههای ما روح دریاچه در واقع رنگی بسیار تیره دارد، سرش شبیه اسب است و شاخهایش مثل گوزن هستند. مبلغان مذهبی روح دریاچه را دیدند و عادت همیشگی این بود که به باورهای معنوی ما جلوهای شیطانی داده شود. "
بومیان اوکاناگان به شکلی نمادین به روح دریاچه غذا میدادند؛ گیاهانی مثل تنباکو و مریم گلی. گاهی اوقات هم به عنوان قدردانی برای تامین آب و خوراکشان به دریاچه ماهی سالمون کوکانی پیشکش میکردند. میلر گفت: "فکر میکنم منشا سوءتفاهم همینجا بوده. مهاجرین دیدند ما در آب دریاچه گوشت پرتاب میکنیم. "
مهاجران اولیه خیلی زود شروع به گفتن داستانهایی درباره مار دریاچه اوکاناگان کردند که برای خشنودیاش باید حیوان زنده قربانی میکردی تا بتوانی با خیال راحت از رودخانه عبور کنی. با قوت گرفتن ایده وجود ماری خونخوار در دریاچه، اوضاع به تدریج از کنترل خارج شد. مهاجران از ترس حمله این هیولا شروع به گشت زنی در اطراف دریاچه با اسلحه کردند.
اما در اواخر دهه ۱۹۲۰ و احتمالا به این دلیل که هیچ انسانی توسط هیولا شکار نشد، نگرانیها آرام گرفت. مقامات گردشگری نام اوگوپوگو که در یک ترانه عامیانه انگلیسی آمده بود را رویش گذاشتند و به این ترتیب غول دریاچه از روحی پرآوازه به موجودی کارتونی تبدیل شد که گردشگران را به خود جذب میکرد.
به سختی میتوان فهمید چند نفر به امید دیدن هیولای افسانهای دریاچه طی صد سال گذشته به کلونا سفر کردهاند، اما با گذشت زمان اوگوپوگو نام این شهر را در کانادا بر سر زبانها انداخت. این موجود سالها نماد کارناوالهای خیابانی کلونا هم در خود شهر و هم در رویدادهای بزرگتر در منطقه شمال غربی پسیفیک و استان آلبرتا بود. اداره گردشگری دیگر برای اوگوپوگو به طور جدی تبلیغ نمیکند، اما این هیولا هنوز هم مثل همیشه بین مردم محبوب است.
بیشتر گزارشها از رویت اوگوپوگو از روی پل ویلیام آر بنت خبر دادهاند
اما سوءاستفاده از روح مقدس دریاچه و تبدیل کردن آن به کالایی تجاری موضوعی حساس به حساب میآید. برای میلر که عضو گروه سرخپوستان بومی وستبنک است، اگوپوگو و روح مقدس دو موجودیت متفاوت دارند که نباید با هم تلفیق شوند. یکی از اهداف عمده موزه آگاهیرسانی در رابطه با بومیان منطقه و اهمیت روح مقدس در محافظت از دریاچه است. این بخشی از روندی است که او نامش را "برنامهزدایی"، پرسشگری یا ساختارشکنی در رابطه با دیدگاه استعماری بر تاریخ و فرهنگ سرخپوستان منطقه میگذارد. این همچنین گامی مهم به سوی ایجاد و حفظ روابط محترمانه میان بومیان و غیر بومیان کانادایی است.
در مرکز کلونا، موزه میراث اوکاناگان با گروه سرخپوستان بومی وستبنک برای دادن اطلاعات کاملتر در رابطه با تاریخ منطقه همکاری میکند. این موزه سال ۲۰۱۹ گالری خود را به طور کامل تغییر داد تا به جای تمرکز صرف روی سبک زندگی سرخپوستان منطقه پیش از استعمار، آنها را به عنوان فرهنگی زنده معرفی کند. به گفته لیندا دیگبی، مدیر اجرایی این موزه، دانش و دیدگاه بومیان اوکاناگان حالا در همه دورههای به نمایش درآمده در موزه، تنیده شده و نمایشگاه مربوط به اوگوپوگو هم توضیح میدهد چگونه درک نادرست روح مقدس دریاچه از سوی مهاجران به رونق گردشگری در منطقه منجر شد.
دیگبی میگوید: "اوگوپوگو برای مهاجران موجودی واقعی بود. آنها به طور قطع آنچه از بومیان منطقه شنیدند را اشتباه تفسیر کردند و برای این که از خودشان داستان بسازند و از آن سود ببرند تردیدی به دلشان راه ندادند. حتی به ذهنشان هم نمیرسید که دارند چه کار میکنند. "
با گذشت زمان حجم داستانهای مهاجران بیشتر شد و آنها حتی موجودی عجیب را هم در دریاچه میدیدند.
موزه میراث اوکاناگان به تازگی نمایشگاههایش را تغییر داده تا روایتی متعادل از تاریخ منطقه ارائه دهد
در تلاش برای شناخت روح مقدس دریاچه، با مردمی برخورد کردم که به خاطر آنچه در دریاچه اوکاناگان دیده بودند، واقعا به وجود اوگوپوگو اعتقاد داشتند. آنها البته تنها نیستند: آرشیوهای موزه پر است از بریده روزنامههایی در مورد رویت این موجود در دههای مختلف و همینطور گزارشهایی که ازتاثیر مثبت آن بر درآمد شهر نوشتهاند.
رابرت یانگ، استاد علوم زمین در دانشگاه بریتیش کلمبیا در اوکاناگان میگوید: "اوگوپوگو تاثیری فوقالعاده بر گردشگری دارد و به آن رنگ و بو و جلوه و جذابیت خاصی میبخشد. "
برخی از ساکنان منطقه علاقهای به رد وجود اوگوپوگو ندارند، چون آن را به نفع صنعت گردشگری میدانند
از نظر یانگ اوگوپوگو توجیه زیستشناختی ندارد بلکه با فرایندهای مربوط به علوم زمین، از جمله چگونگی حرکت آب روی سطح آن قابل توضیح است. به گفته او لایهبندی حرارتی آب دریاچه یعنی قرار گرفتن لایه متراکمتر در زیر لایه سبکتر ممکن است باعث ایجاد موج شود و این اتفاقی است که اغلب در بهار و پاییز میافتد. یانگ این پدیده را "موج اگوپوگو" مینامد.
این نظریه توضیحی قابلقبولتر در مورد آنچه ممکن است روی آب دیده شود، ارائه میدهد. با این که یانگ موافق تفکر اننقادی نسبت به اگوپوگوست، اما اصلا دوست ندارد وجودش را هم نفی کند. او میگوید اوگوپوگو باید ادامه پیدا کند، چون یکی از نمادهای فرهنگی کانادا به حساب میآید و روح مقدس دریاچه هم از جمله باورهای مهم بومیان منطقه است.
منبع: bbc
وَ قَالَ ع الْمَنِيَّةُ وَ لَا الدَّنِيَّةُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ وَ مَنْ لَمْ يُعْطَ قَاعِداً لَمْ يُعْطَ قَائِماً وَ الدَّهْرُ يَوْمَانِ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ- فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ- وَ إِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَاصْبِرْ
وَ قَالَ ع رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ